![]() |
![]() |
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل بازدیدها :
كل مطالب :
كل نظرات :
ایجاد صفحه : - ثانیه
تاریخ تاسیس : 18/6/1384
سلام دوست من، به وبلاگ شخصی سجاد خوش اومدی، امیدوارم لحظات خوبی رو در اینجا سپری کنی، برای ملاحظه بهتر صفحات سایت لطفا صفحه نمایش خود را در حالت 768 × 1024 قرار دهید و از مرورگر اینترنت اکسپلورر ورژن 6 به بالا استفاده کنید - مرسی
اینترنت
(7
پست)
مطالب روزانه
(10
پست)
گالری عکس
(21
پست)
وبلاگ
(14
پست)
نرم افزار
(5
پست)
مقالات آموزشی
(13
پست)
طنز و سرگرمی
(7
پست)
فلش
(10
پست)
عاشقانه و فلسفی
(33
پست)
موسیقی
(9
پست)
شعر و ادبیات
(33
پست)
اخبار
(21
پست)
ورزشی
(15
پست)
معرفی سایت و لینک
(12
پست)
روانشناسی
(1
پست)
شبکه
(7
پست)
موبایل
(2
پست)
سخت افزار
(2
پست)
مصاحبه
(3
پست)
تاریخی
(2
پست)
تئاتر و تلویزیون
(2
پست)
شهریور 1387 ( 1 پست )
مرداد 1387 ( 2 پست )
تیر 1387 ( 2 پست )
خرداد 1387 ( 2 پست )
اردیبهشت 1387 ( 1 پست )
فروردین 1387 ( 1 پست )
اسفند 1386 ( 1 پست )
بهمن 1386 ( 1 پست )
دی 1386 ( 4 پست )
آذر 1386 ( 2 پست )
آبان 1386 ( 1 پست )
مهر 1386 ( 1 پست )
شهریور 1386 ( 2 پست )
مرداد 1386 ( 3 پست )
تیر 1386 ( 6 پست )
خرداد 1386 ( 1 پست )
اردیبهشت 1386 ( 2 پست )
فروردین 1386 ( 1 پست )
اسفند 1385 ( 5 پست )
![]()
سلام دوستان
حدودا 7 سال پیش، قبل از اینکه وارد
دنیای اینترنت بشم با شبکه های محلی BBS آشنا شدم.
شبکه های BBS محیطی رو برای تبادل اطلاعات کاربران
بوجود می آوردند.
در واقع میشه از این شبکه ها با عنوان
"اینترنتی با ابعاد خیلی کوچک" یاد کرد!
در اون زمان یکی از کاربران شبکه BBS پاشا به نام "مهدی"، یه داستان عاشقانه با عنوان
"عشق یا ..." در شبکه قرار
داد که خیلی جذاب و خواندنی بود، من این داستان رو از اون زمان در هاردم ذخیره
کردم و همونطور که خیلی وقت پیش قولشو به دوستان داده بودم در اینجا به صورت PDF برای دانلود قرار
می دم.
راستشو بخواید داستان خیلی خفنیه یعنی
اگه برید تو بحر داستان اشکتون در میاد!
شامل 118 صفحه و حجم 1.57 مگا بایت
این رو هم باید بگم که چون این داستان
با فونت داس نوشته شده بود، وقتی داستان رو به فونت ویندوز تبدیل کردم تعدادی از
کاراکترها خراب شدن که البته تا اونجایی که تونستم به صورت دستی این اشکالات رو
برطرف کردم.
نکته ای رو که در مورد این داستان باید
بگم اینه که تا اونجایی که من می دونم این داستان واقعیه ولی آخرای داستان به
دلایلی یه مقدار تغییر پیدا کرده.
امیدوارم از این داستان نهایت استفاده
رو ببرید.
خوشحال می شم نظراتتون رو هم در مورد
این داستان بشنوم.
قسمتی از داستان :
برای چند لحظه سكوت بین آنها حكمفرما شد . در آن زمان هر دو
به یك موضوع فكر می كردند به آینده ای كه در انتظارشان بود .
* آرمان جان
- جانم !
* اگر یك چیزی بپرسم راستش را به من می گویی ؟
- آره عزیزم بگو .
* صبر كن چشمهایم را ببندم ، اینطوری كمتر خجالت می كشم !
- ببینم مگـر می خـواهی چكـار كنی ؟ می خـواهی من هم چشمهـایم
را ببندم ؟
* نخیر ، لازم نیست ! آرمان جان تو برای بچـه هایمان نامی
انتخـاب كرده ای ؟
آرمان در حالی كه می خندید پرسید :
- كدام بچه هایمان ، ما كه هنوز خودمان بچه هستیم .
نگار از این طرز صحبت او دلخور شد . با صدایی گرفته گفت :
* مسخره ام نكن ، منظورم الان نیست .
قسمتی دیگر از داستان :
روزهای طلایی با هم بودن و برای هم نفس كشیدن !
آرمان روز به روز بیشتر شیفته نگار می شد و خود را بیش از پیش
وابستـه به او می دید .
تنهـا دو بـار و آن هم برای لحظـات محدودی همدیگر را دیده
بودند . ولی همین دیدارهای كوتاه به او جان دوباره می بخشید .
.: تولد سه سالگی وبلاگ ( - نظر ) :.
.: دانلود آهنگ وق وق ( - نظر ) :.
.: چک 24 ساعته آیدی یاهو ( - نظر ) :.
.: نتایج کامل مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا 2008 ( - نظر ) :.
.: جشن انتشار فایر فاکس 3 ( - نظر ) :.
.: برنامه کامل مسابقات فوتبال جام ملتهای اروپا 2008 ( - نظر ) :.
.: ثبت فایر فاکس در رکورد جهانی ( - نظر ) :.
.: ارسال اسامی مردم جهان به ماه ( - نظر ) :.
.: تبریک سال 1387 ( - نظر ) :.
.: لیست کامل دامین های گوگل ( - نظر ) :.
.: کد گاه شمار تا نوروز 1387 (فلش) ( - نظر ) :.
.: تقلید صدای شخصیتهای کارتونی ( - نظر ) :.
.: عکسهایی از رویدادهای فرهنگی هنری در سال 2007 ( - نظر ) :.
.: تبریک عید غدیر خم و کریسمس ( - نظر ) :.
Powered by MihanPC.com, vBulletin Skin by Mohsen Moradi, Edit By Sajjad.K
Copyright © WWW.SajjadKAZ2003.Mihanblog.COM All Rights Reserved
هر گونه برداشت مطالب از این سایت فقط با ذكر منبع و دادن لینك به این
سایت مجاز می باشدد
ایجاد صفحه : - ثانیه